|
بخوان غمگين ترين آواز كه شب ميل سحر دارد
زمين از فرط تنهايی شب قرآن به سر دارد
پرنده ، آشيان خسته شود مصلوب زنگاری
مسيحا پيكرش در خون غريق بال و پر دارد
گياه غنچه خشكيده دگر سيراب خواهد شد
نگاه آسمان امشب به خونبارش كمر دارد
فلق در صبح تنهايی كجا را خيمه می گيرد
پگاه آسمان شايد هوای در به در دارد
خدا را ای شب از اينجا مپيچان زلف و گيسو را
كه فردا سوزش خورشيد چه فرقی خشك و تر دارد
نگارين آسمانت را بباران ململ آبی
كه فردا مرغ پر بسته غريبانه سفر دارد...

|