فصل پرواز اومد از راه ، زمستونو ببخش گل تنهاييو پرپر كن و زندونو ببخش بگذر از شبای سرد و مه و ابرای سياه دل به آسمون بده منتظرن دستای ماه كوله بار خستگيتو ديگه بردار و برو بذا جاده ها بشن مرهم تنهايی تو يخ عاشقی شكسته ، دل پريشون شده باز عشق پنهونی تموم ، نوبت بارون شده باز مشق دلدادگيو واضح و رسوا بنويس بذا چشم عاشقا باز زير بارون بشه خيس برو سهم باغچه ها رو از ستاره ها بيار منم اينجا چشم براتم ديگه نزديكه بهار... 
|